تقسیمات دوره های تکاملی یا( حیات زبانی ) زبان های ایرانی که در قرن نوزدهم به وجود آمد،بعضی ها را فریفت و این باور را در آنها تقویت کرد که گویا این تقسیمات مانند تقسیمات دوره های تاریخی ـ سیاسی،در توالی هم قرار گرفته اند تا جایی که تصور می کنند با در دست گرفتن ریشه ی زبان سنگ نوشته های هخامنشی ـ به طور منطقی ـ به فارسی امروز می رسیم.این باور مکانیکی با اصل تحول و تکامل زبان در تضاد است،چون زبان ها یکی دردیگر تاثیر گذار بوده و چنین نیست که مرگ یک زبان دقیقا آغاز حیات زبان خلف خود را به دنبال داشته باشد.کما اینکه تولد و مرگ پادشاهان و سلسله ها،به هیچ روی به معنای تولد و مرگ زبان آن سلسله ها نیست.
کتاب " دود چراغ " که در سال 1388 توسط انتشارات بین الملی الهدی به چاپ رسیده،پژوهش هایی است از محیی الدین مهدی،نویسنده افغانستانی درباره زبان،ادب و تاریخ.این پژوهش ها مجموعه مقالاتی است در مقاطع مختلف زمان که اکنون درغالب کتاب گرد آوری شده است .
بخش اول کتاب درباره زبان سخن می گوید و به بررسی خواستگاه زبان فارسی دری،اسناد دوهزارساله ی زبان ما و چگونگی تشکل زبان فارسی دری پرداخته است.
پژوهشی که در بخش دوم کتاب ارائه شده،درباره ی خط و کتابت فارسی است که از لهجه های امروزی فارسی دری و کتیبه رباطک(رباطک نام محلی درشرق سمنگان)،سخن به میان آورده.
مقالات بخش سوم درباره خط و کتابت فارسی دری گرد هم آمده که پیرامون تاثیرات متقابل خط و زبان بر یکدیگر،سیر تحول زبان گفتاری به زبان نوشتاری،ویژگی های رسم الخط در دو دوره ی رشد زبان فارسی، بحث می کند.تاریخ و ادبیات،بخش دیگری از کتاب حاضر است که در آن پژوهش هایی همچون سرنوشت شاهنامه فردوسی، اندرزهای داهیانه به زمامداران عصر،صحاح الفرس(معرفی متون معتبر زبان فارسی)، باز هم درباره ی جسد مومیایی شده(موضوع شهزاده مومیایی شده)،منشور پارسی(نمایش نامه کوتاه)،تاملی تازه بر عصر نگارش تاریخ سیستان،فرزندان زباندان تاجیک(بررسی شش پارچه شعر از شاعران نام آور تاجیکستان)،فلسفه طبیعی نوروز و تقویم شمسی،نسخه خطی یک منقبت نامه،ضرب عیار،رگ و رشته و سیستان تا بدخشان(جستاری در جغرافیای تاریخی)، به رشته تحریر در آمده است.در این بخش مصاحبه ای هم با مولف جهت آشنایی مخاطب با وی،جای گرفته است.و در انتهای کتاب،دو بخش تحت عناوین قصه ها،طرح ها و تاملات،مطایبات، ارائه شده که به چند قصه و شعر اختصاص دارد .
در قسمتی از کتاب با عنوان"اندرزهای داهیانه به زمامداران عصر"، وصیت نامه اردشیر بابکان،بنیانگذار سلسله ساسانی(226م) را میخوانیم.عهدنامه یا وصیت نامه اردشیر بابکان که بعد از اوستا کهن ترین متنی است که از روزگار پیش از اسلام به صورت کتاب مدون به دست مارسیده ، توصیه و انتقال تجارب یک شاهنشاه کاردان و دادگستر به شاهان پس از خود است. نام پهلوی این مجموعه "کارنامک ارتختشر پاپگان" است که مجموعا شامل 5600 کلمه پهلوی می باشد.متن فارسی این وصیت نامه حدود پانزده صفحه است که با وجود کمی حجم می توان آن را با کتاب "شهریار" ماکیاولی مقایسه کرد با این تفاوت که اردشیر نگاه های دیگری بر اخلاق و دین دارد؛ او هدف را نه " شهریاری" که " داد " می داند.
اردشیر می گوید: سیرت پادشاهان باید چنان باشد که در سربلندی به یاد خواری،در آسودگی به یاد نگرانی و در شادی به یاد اندوه و در سرمستی به یاد توده ی مردم و در توانایی به یاد ناتوانی باشند.
او در وصیت نامه اش به اخلاف خویش می فهماند که آنچه را آنها می آزمایند، او قبل از آنها آزموده و در فن کشورداری،شادی و رنج از همان ببینند که او دیده است.
وی همچنین اخلاف خود را از سیرت همسران،فرزندان،همنشینان،وزیران،دوستان،یاران و یاوران،اندرز گویان،نزدیکی جویان،دلقکان و آرایش گران آگاه می سازد که به بسیاری از آنان، هر چیزی گرفتن خوش تر از دادن باشد.جمعی از این گروه خود را توده مردم پندارند که بهترین نیکی در نزد آنان،آنست که برای وی نیکو باشد و بدترین تباهی آنکه تباهی کار آنان در آن باشد .بازار دوستی با شاه را تا آنگاه گرم بدارد که بازار بهره گیری او گرم کند.
|